رفتن به نوشته‌ها

روز نگاری یک عابر

  • سیگار کنت می‌کشید،  امروز صبح، وسط پیاده رو…  سلام نکرد.  پکی عمیق زد و گفت: آدم  گاهی دلش می‌خواد خودش‌و  وسط این شهر جا بذاره.  شاید بشه خطر کرد و یکی دیگه شد…شاید بشه اینطوری تغییری  داد.
  • “آه پینوکیوی غمگین من. وقتی هنوز آدم نشده… توهم دیگری شدن داشت “
  • کابوس های خودم

PHOTO: PARK MI JIN

منتشر شده در روزنگاريشعرصفحه نخست

نظر

  1. arezoo arezoo

    درود …

    • میثم میثم

      به شما

    • میثم میثم

      ممنونم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *